خرید بک لینک

بعد از مدت ها کار به جایی رسید که بگیم خداحافظ میدونم اولاشه برای همین دارم راحت می گذرونم. دیشب با خودم گفتم پس چرا فالگیر نگفته بود قهر؟ رفتم یادداشت هامو دیدم خط اول گفته قهر و قطع رابطه. پایین ترش نوشته بودم قهر و آشتی و برگشت و حتی دریافت هدیه.. نمی دونم ولی بهتر بود خط پایین رو نمی خوندم و الان امیدواری ته دلم نبود و دنبال راهی برای بخشیدنش نبودم و نمبخواستم اشتباهاتش رو ماستمالی کنم.. کاری که خودش نمی کنه حتی؛ بیان و توجیه و تلاشی برای اقناع کردن

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 21:02

عیبی نداره اگه بعضی وفت ها حریف غم هات نمیشی.

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: شنبه 22 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:42

سال تازه شده من کهنه مانده ام. یکجوری هیچ کاری نمی کنم که آدمیزاد را وهم برمیدارد.

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 10:57 توسط الیماح  | 

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 19:00

این ما بودیم که از تجریش تا راه آهن پیاده به راه افتادیم و از تک تک دکان ها پرسیدیم: آقا عشق سیری چند؟ ندارید؟ فردا هم نمی آورید؟کجا میشود پیدایش کرد؟

-الهام محمودی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 1:20 توسط الیماح  | 

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: يکشنبه 13 اسفند 1402 ساعت: 23:41

همه چیز گس است. شب ها، آفتاب، عطرها، فیلم ها، موسیقی ها، دوستی ها... گس مزه این روزهاست.

+ نوشته شده در یکشنبه دهم دی ۱۴۰۲ ساعت 17:19 توسط الیماح  | 

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1402 ساعت: 15:21

بدم نمیاد یه برنامه ای مثل کتابخوانی یا همچی چیزی برگزار کنیم البته حضوری چونکه برنامه های مجازی فراوونه....

مثلا همچی اسمی: باهمخوانی

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۲ ساعت 12:20 توسط الیماح  | 

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: دوشنبه 6 آذر 1402 ساعت: 21:09

کاش دوستان جدیدی داشتم... یا یک گروه از دوستان امنی که گهگاه با هم مینشستیم و فقط از آب و هوا و لباس اخترخانم و لپه های قیمه اقدس خانم حرف می زدیم... کاش چندتایی دوست جدید داشتم.بعدتر؛یادمه از همون قدیما می گفتیم خدا وبلاگ هارو میخونه، تا این متن رو نوشتم، دوستم تماس گرفت و دعوت کرد خونشون برای دورهمی حرف زدن... عجیب نیست؟ + نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 10:41 توسط الیماح  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1402 ساعت: 14:40

شب از نیمه گذشته و آمده ام تا بنویسم که:

در اول و وسط و آخر زندگی هایمان افتاد مشکل ها و عشق آسان نشد هرکز.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 0:42 توسط الیماح  | 

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1402 ساعت: 14:40

میدانستم در ناکجاآباد زندگی گم شده ام اما نمی دانستم چطور خودم را نجات دهم! آنقدر پیشروی کردم تا پاهایم را هم از دست دادم و قلبم را و اشک هایم را و زیبایی چشمانم را.

+ نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۴۰۲ ساعت 9:57 توسط الیماح  | 

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1402 ساعت: 14:40

دردهایی در جهان هست که درد نیست ولی تمام شیره جان آدمی را می نوشد، تهی می کند از هرچه زندگی اش نامیده ایم. سلول های عصبی ام پیامی به مغز صادر نمی کنند اما از درد در خود میپیچم و اشک، اشک امانم را بریده است.

برای این درد باید تاریخ را ثبت کنم: به وقت یک مهر هزاروچهارصد و دو.

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: دوشنبه 3 مهر 1402 ساعت: 14:24

شعر مدرن یعنی بنویسم:

تلگرام بی تو هیچ است و در نبودت گویی گَرد مرده بر شوره زار اینستا پاشیده اند.. ایفون ایکس در فراغ تو چه تفاوت با یازده دو صفر دارد.. بی تو من با این همه حجم باقیمانده نت چه کنم؟ با غم انگیزترین حالت لست ریسنتلی ت قرینم با قاف با غین...

نه نمیخواهم مدرن باشم، بگذار ساده بگویم:
توکه نیستی ماهی کوچولوی تُنگ دلم بی تابِ بی تاب است...

#الهام_محمودی
@elham_mahmoudy

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:27


دردهایی در دنیا هست که با بزرگترین عشقها، با میلیارد ها پول، با بزرگترین خونه ها، با بهترین هوا، با زیباترین موسیقیها، با بهترین دوستان و وابستگان، با زیباترین صورت ها، کم نمیشن، دردهایی که هیچچیزی از فشار شون بر قلب آدمی کم نمیکنه..
دردهایی در دنیا هست که انگار بر قلب خالکوبی شده اند، همیشگی، بیبازگشت، فردی، شخصی، اختصاصی..

#الهام_محمودی

در تلگرام: elham_mahmoudy

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:27

خب کیا هنوز وبلاگ میخونن؟

اونایی هم که هستن رو دیگه به خاطر نمیارم، خودمونم داریم به تاریخ می پیوندیم :))

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:27

امروز بیشتر دوستت دارم
اما
میلاد #مسیح بهانه است
من هنوزم
روزی سه بار مسح می کشم

لعنتی، دوست داشتنت در تمام ادیان الهی توصیه شده است..

#الهام_محمودی
@elham_mahmoudy
@hozvaresh

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:33


کودکی که به دنیا می آید
در گوش راستش قصه ای از عشق
و در گوش چپش قصه هایی از فراق، خیانت و تنهایی بخوانید

او باید بداند دنیا داستانِ عشق های بزرگی ست که در جای خوبی به پایان نمی رسند..

#الهام_محمودى
@elham_mahmoudy

برچسب: نویسنده: حسین مهدوی تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:33

صفحه بندی