16-4
-
تاریخ: 1405/5/28 ساعت: 21:02
بعد از مدت ها کار به جایی رسید که بگیم خداحافظ میدونم اولاشه برای همین دارم راحت می گذرونم. دیشب با خودم گفتم پس چرا فالگیر نگفته بود قهر؟ رفتم یادداشت هامو دیدم خط اول گفته قهر و قطع رابطه. پایین ترش نوشته بودم قهر و آشتی و برگشت و حتی دریافت هدیه.. نمی دونم ولی بهتر بود خط پایین رو نمی خوندم و الا...
ببین منو
-
تاریخ: 1403/2/22 ساعت: 15:42
عیبی نداره اگه بعضی وفت ها حریف غم هات نمیشی.
کاج هم اگر بودم
-
تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 19:00
سال تازه شده من کهنه مانده ام. یکجوری هیچ کاری نمی کنم که آدمیزاد را وهم برمیدارد. + نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 10:57 توسط الیماح | Adblock test (Why?)
برای 14فوریه ی هرسال
-
تاریخ: 1402/12/13 ساعت: 23:41
این ما بودیم که از تجریش تا راه آهن پیاده به راه افتادیم و از تک تک دکان ها پرسیدیم: آقا عشق سیری چند؟ ندارید؟ فردا هم نمی آورید؟کجا میشود پیدایش کرد؟-الهام محمودی + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 1:20 توسط الیماح | Adblock test (Why?)
نوشته بودم که ....
-
تاریخ: 1402/10/13 ساعت: 15:21
همه چیز گس است. شب ها، آفتاب، عطرها، فیلم ها، موسیقی ها، دوستی ها... گس مزه این روزهاست. + نوشته شده در یکشنبه دهم دی ۱۴۰۲ ساعت 17:19 توسط الیماح | Adblock test (Why?)
باید باهم خواند
-
تاریخ: 1402/9/6 ساعت: 21:09
بدم نمیاد یه برنامه ای مثل کتابخوانی یا همچی چیزی برگزار کنیم البته حضوری چونکه برنامه های مجازی فراوونه....مثلا همچی اسمی: باهمخوانی + نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۲ ساعت 12:20 توسط الیماح | Adblock test (Why?)
کاش هایمان
-
تاریخ: 1402/8/25 ساعت: 14:40
کاش دوستان جدیدی داشتم... یا یک گروه از دوستان امنی که گهگاه با هم مینشستیم و فقط از آب و هوا و لباس اخترخانم و لپه های قیمه اقدس خانم حرف می زدیم... کاش چندتایی دوست جدید داشتم.بعدتر؛یادمه از همون قدیما می گفتیم خدا وبلاگ هارو میخونه، تا این متن رو نوشتم، دوستم تماس گرفت و دعوت کرد خونشون برای دوره...
چی شد جناب حافظ
-
تاریخ: 1402/8/25 ساعت: 14:40
شب از نیمه گذشته و آمده ام تا بنویسم که:در اول و وسط و آخر زندگی هایمان افتاد مشکل ها و عشق آسان نشد هرکز. + نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 0:42 توسط الیماح | Adblock test (Why?)
زندگی ازدست دادن است
-
تاریخ: 1402/8/25 ساعت: 14:40
میدانستم در ناکجاآباد زندگی گم شده ام اما نمی دانستم چطور خودم را نجات دهم! آنقدر پیشروی کردم تا پاهایم را هم از دست دادم و قلبم را و اشک هایم را و زیبایی چشمانم را. + نوشته شده در شنبه بیستم آبان ۱۴۰۲ ساعت 9:57 توسط الیماح | Adblock test (Why?)
-
تاریخ: 1402/7/3 ساعت: 14:24
دردهایی در جهان هست که درد نیست ولی تمام شیره جان آدمی را می نوشد، تهی می کند از هرچه زندگی اش نامیده ایم. سلول های عصبی ام پیامی به مغز صادر نمی کنند اما از درد در خود میپیچم و اشک، اشک امانم را بریده است.برای این درد باید تاریخ را ثبت کنم: به وقت یک مهر هزاروچهارصد و دو. Adblock test (Why?)
شعر مدرن
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 6:27
شعر مدرن یعنی بنویسم:تلگرام بی تو هیچ است و در نبودت گویی گَرد مرده بر شوره زار اینستا پاشیده اند.. ایفون ایکس در فراغ تو چه تفاوت با یازده دو صفر دارد.. بی تو من با این همه حجم باقیمانده نت چه کنم؟ با غم انگیزترین حالت لست ریسنتلی ت قرینم با قاف با غین...نه نمیخواهم مدرن باشم، بگذار ساده بگویم:توکه...
دردهایی هست
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 6:27
دردهایی در دنیا هست که با بزرگترین عشقها، با میلیارد ها پول، با بزرگترین خونه ها، با بهترین هوا، با زیباترین موسیقیها، با بهترین دوستان و وابستگان، با زیباترین صورت ها، کم نمیشن، دردهایی که هیچچیزی از فشار شون بر قلب آدمی کم نمیکنه..دردهایی در دنیا هست که انگار بر قلب خالکوبی شده اند، همیشگی، بیبازگ...
خاطره شدیم
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 6:27
خب کیا هنوز وبلاگ میخونن؟ اونایی هم که هستن رو دیگه به خاطر نمیارم، خودمونم داریم به تاریخ می پیوندیم :))
میلاد مسیحانه
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:33
امروز بیشتر دوستت دارمامامیلاد #مسیح بهانه استمن هنوزمروزی سه بار مسح می کشم لعنتی، دوست داشتنت در تمام ادیان الهی توصیه شده است.. #الهام_محمودی@elham_mahmoudy@hozvaresh
گوشم با توست
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:33
کودکی که به دنیا می آیددر گوش راستش قصه ای از عشقو در گوش چپش قصه هایی از فراق، خیانت و تنهایی بخوانید او باید بداند دنیا داستانِ عشق های بزرگی ست که در جای خوبی به پایان نمی رسند.. #الهام_محمودى @elham_mahmoudy
ککتان نمی گزد؟
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:33
سوال اساسی این روزهایم چیز دیگریست، چیز دیگری از حمله داعش در پردیس کوروش، چیز دیگری از چرایی فیلترینگ و تداوم و تکرار زورگویی، چیز دیگری از اختلالات هورمونی ترامپ و عاقبت برجام، چیز دیگری از سکه های دو میلیونی و دلارهای هفت تومنی...سوالِ اساسی این روزهایم چیز دیگریست.. که چطور می شود در این دنیای ن...
از کجا بدانیم
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:33
زنده ایم و آنطور که گمان می کردیم نبود، بی عشق هم می شد دوام آورد، دوام آوردیم و از یک جایی به بعد دیگر ندویدیم، جستجو نکردیم و برایش نخواندیم، نخواندیم و حرف نزدیم و بحث نکردیم و نظراتمان را در دلمان در مغزمان در روحمان و برای خودمان نگه داشتیم.. بی عشق زنده ماندیم و بی حرف زنده ماندیم و گمانم بی ز...
دنیای کوچک ما آدم ها
-
تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:33
دو چیز دلچسبِ کشنده در دنیا وجود داره.. اولین بوسه و آخرین بوسه. دومی از اولی هم قاتل تره.
عشق میتواند همه چیز باشد اما..
-
تاریخ: 1397/2/22 ساعت: 15:25
چه کسی از نشنیدن یک «صبحت بخیر»، یک «خوش بگذره»، یک «مثل همیشه زیبایی»، یک «دوستت دارم»، مرده است؟چه کسی از نشنیدن یک جمله عاشقانه میمیرد؟ چه کسی از رفتن معشوقش جان داده؟ چه کس
تکلیف خودش را بگذارد کف دست خودش
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 10:14
آدمیزاد اول باید تکلیفش را با خودش روشن کند، بعد به دیگران امید بدهد، بعد دیگران را دوست بدارد، بعد بگذارد دیگران دوستش بدارند...آدمیزاد اول باید تکلیف خودش را بداند، با خودش، با زندگی، با آینده، با چه باید کرد! با تا کی منتظر می مانی! با آخرش که چه!آدمیزاد اول باید تکلیف خودش را بگذارد کف دست خودش ...